....

دلتنگی را با کدام «دل» می نويسند؟؟

.

.

.

انگار دارم بزرگ می شوم!!!

همه چيزم تنگ شده است...

...

 

/ 8 نظر / 13 بازدید
محمد

مطالب جالبی داری.موفق باشی

كشكول

شايد لباسها آب رفته باشد...

پروانه

اين روز ها نگاهم آب مي شود.....ودهانم آب می افتد!!!!اما ديگر نای نفس کشيدن ندارم؛برايم پيراهنی تازه تر سوغات بياور....هنوز دلتنگم////

باران

سلام. فکر کردم بزرگ شده ام .. اما دنيا کوچک شده بود .. يا علی

vb

بسيار زيبا بود..اگر منظورت همان چيزی بود که من فهميدم!

پروانه

به vb :من نمي دانم شما چه برداشتی کرده ايد؟!خوشحال می شوم که بگوييد.چرا که از دو حال خارج نيست:يا همان گونه است که من نيز می انديشيده ام(و اين نشان می دهد در بيان منظورم موفق بوده ام)و يا متفاوت از آن است (که اين نيز نشان ميدهد کلمات ميتوانند مثل الماس در هر زاويه درخششی ديگر گونه از خود نشان دهندو اينکه چشمان شما اين درخشش را دريافت کرده است)

پروانه

به vb :شما احيانا شريفی نيستيد؟!

vb

اینکه چه برداشتی کردم ...مممم..نوشتنش سخت است ..شايد اگر می خواستم بنويسم همين چند خط را می نوشتم که شما نوشتی ..