خ

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

این روز ها خیلی به "خ " فکر میکنم ؛ به خودم ، به خدا، به خسران ! انِّ الانسان لفی

 

 خُسر..خوب البته به خ های دیگری هم فکر می کنم. به یک "خ" ی مخصوص !01.gif

 

نه اصلا بی خیال.بچه بشین درستو بخون.به خر فکر کن و زدن.

 

جوجه رو نه آخر پاییز، که آخر زمستون می شمرند؛اوایل اسفند. و من تازه

 

 فهمیده ام که خر من از کره گی خروس ! بوده است.

 

خراب می شوم.خراب. و آفتاب می چکد روی دستهایم؛مرا حلال کنید،حلال. وقتی که

 

حلّالم تبخیر می شود و خریتم! رسوب می کند در چشمهای خشکیده ام....

 

...........

 

 

 

 هر چه فکر کردم رسا تر از این جمله برای آنچه در ذهنم بود پیدا نکردم،به هر حال

 

شاید خیلی مودبانه نباشد.

 

*** خدا جون من ! اگه تو اینجوری حال می کنی؛دیگه من ....کی باشم که ناراحت

 

 بشم.(حکمتتو عشق است.)گور بابای بقیه...

 

 

 

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
رستاخيز

راستی اول فاميليه منم خ داره ها...يعنی:دی

ماهرو

دل گفت وصالش به دعا باز توان يافت***عمريست که عمرم همه در کار دعا رفت...

ماهرو

به رستاخیز:و مشکل ما هم همينه...!!!...خم ابروی تو در...

Enkratic

خاتل ( مکار و حیله گر ) .. خازن ...خاذل ( به هزیمت رفته‌ ) .. خائف .. خادم .. خافق ( لرزان ) .. خارق .. خاضع .. خامل ( گمنام و بی نام و نشان ) .. خانق ( راه پر پیچ و خم ) .... و فکر کنم ديگر اسم فاعل مربوطی با خ در زبان فارسی به ذهنم نرسد که آن خ ی مخصوص را بالفعل در بياورد .. بولوف می زنيد !؟

خنس

به enkratic: خ «من شر الوسواس الخناس» از نظر افتاد. ۲. تقریبا خواستگاه آزگار ؟!

باران

سلام. من به خ فکر نمی کنم که با آن همنشينم .. خراب و خسته و خواب آلود و ... يا علی

رستاخيز

آخر نگفتی اون خ چی بودا!