خسته ام..خسته...

آسمان هم دروغ می بافد، رشته ی ابرهاش پنبه شده است

هفته ها روی هم تلنبارند ، همه ی روزهام شنبه شده است...

انتظاری ندارم از خورشید، شب مرا لای درد می پیچید 

کاش فردا نبود بعد ازاین....خسته ام ...خسته ...آی...می فهمید؟!!

توی سلولهای پشت سرم ، گله ی گرگ می رسد از راه

قلب من تکه تکه می پاشد، روی رویای یوسفی در چاه

من فقط بی اراده می سوزم، شعله های جهنمت را باز 

توبه من را نمی پذیرد نه، کفترم را نمی دهی پرواز...؟!!

من فقط بی اراده می سوزم....

ادامه دارد...

۱۶/۰۱/۲۰۱۳

/ 4 نظر / 31 بازدید

سلام نمی دونم چی امروز باعث شد تو گوگل اسم تو رو سرچ کنم فکر نمی کردم پیدات کنم ولی تنها چیزی که از دوست شاعرم پیدا کردم خودش بود تنها شاعری که شناختم وباهاش زندگی کردم عطیه عزیزم امیدوارم شادباشی هرجاهستی وب زیبای داری منو یادت هست سمیه احمدی؟s.ahmadi@gmail.com

s.ahmadi1387@gmail.com

عطیه

سلام،وب خوشگلی داری راستی ماهم اسم هم هستیم واین باعث افتخارمنه منتظرم به وبم سربزنی فعلابای

فاطمه غفاری

عطیه جان دلم برات لک زده! زودتربیاایران[گریه][گریه] بخاطرتبریکت مرسی؛اینم وب زینبه،خواستی اونجابهش تبریک بگو!: baran14.persianblog.ir موفق باشی عزیزم. بسلامت[ماچ][گل]