واژه های آسمان

 چکه چکه می چکند٬        واژه های آسمان
ابر نوشکفته ام٬               شعر تازه ای بخوان

دسته دسته می رسند٬       قيل و قال زاغ ها
مثل اينکه بهتر است٬         روز و حال زاغ ها

صفحه صفحه پاره شد٬       برگ های پيکرت
ای درخت پير ما           پس کجاست دفترت؟!

ذره ذره آب شد٬                گوله برف آفتاب
فکر می کنم جهان٬      باز می رود به خواب

.شهريور/۷۹

 

{تازگی ها اخلاق عجيبی پيدا کرده ام.قبل تر ها وقتی چيزی را از دست می دادم کلی ناراحت می شدم٬ مثلا وقتی دفترم را جايی جا می گذاشتم و يا طبق معمول چترم را گم می کردم.(بيشتر از بی حواسی خودم رنج می بردم)

مدتی ست ماشين حسابم نيست شده است.آخرين تصوير توی ذهنم روی عرشه است.بعد هم آز الک ۲ .مدتی گمان می کردم پيش کسی ست و آسوده بودم.

اما حالا ...

با همه ی اين ها آسوده ام .و اين آسودگی ...(نمی دانم نشانه ی خوبی ست يا نه؟!!!)}

/ 2 نظر / 5 بازدید