حرفی برای گفتن ندارم

 

گاهی وقتها (بهتر است بگويم بيشتر وقتها)حرفی برای گفتن نداريم.حرفی که واقعا

ارزش گفتن داشته باشد.حرفی که نگفتنش چيزی را از جهان کم کند.با اين همه مدام

در حال حرف زدن هستيم.از ترس شنيده نشدن!!

 

ما هميشه فراموش می کنيم که همواره پس از يک سکوت طولانيست که لب

گشودن ما ارزش پيدا می کند؛که همواره همه برای  شنيدن صدايی که مدتها خاموش مانده

است سکوت خواهند کرد. که...

 

حتی وبلاگ نوشتن هم همين گونه است.من حرف تازه ای برای نوشتن ندارم.اما به

قول يکی از وبلاگ نويس ها من up date می کنم .پس هستم....می نويسم حتی اگر

چيز تازه ای نداشته باشم.و اين آفت بديست....

 

/ 0 نظر / 16 بازدید