اول ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

دوم : هر بار که تصمیم می گیرم ننویسم نوشتنم می آید.

 

سوم : تا امروز احساس نکرده بودم که چقدر پیاز داغ کردن لذت بخش است. زل می زنی به پیاز ها که آرام آرام طلایی می شوند. روغن داغ داغ است.صدای جلز ولز کردن خفیفی گوش هایت را پر کرده است؛ و آنها که  صبورانه فقط در جای خودشان می لرزند. و توکه هی مدام همه را به هم می زنی تا یکدست شوند.

 شعله را که خاموش می کنی. آرام می گیرند. گویا دیگر خیالشان آسوده است.

 

 

یعنی می شود من هم طلایی شوم.؟!!

 

اما انگار فقط  دارم چشم های شما که نه، دل دوستان را می سوزانم.

 

چهارم: والعصر. ان الانسان لفی خسر....

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
درای

از خود پیاز داغ جذاب تر، خرد کردن پیاز است برای پیاز داغ درست کردن.... اینجا تجربه اش کردم!

vb

خوبه که دوباره می نويسيد...برای درای: فکر کنم پياز داغ چيزي را زياد کردن خيلی جذاب تر باشد ...نه!؟

درای

به vb : نه