تهران

تهران دارد خفه می شود.انگار تمام کشور گير کرده اند
توي گلويش,ناي نفس کشيدن ندارد؛به خس خس افتاده است.!!!

چند تا از مهندس هاي شرکت خوابگاهي بوده اند.حالا تهران اند!
خيلي هاي ديگر را می شناسم.خيلي از بچه هاي دانشکده که براي گوشه و کنار
کشور بوده اندو حالا ماندگار شده اند.
نمي دانم؟واقعا نمي دانم؟اين وسط مقصر کيست؟
فقط می دانم اگر چه خودم اصالتا کني هستم و مثلا مال همين شهر؛دلم مي خواهد کار کوچکي در يک شهر آرام داشته باشم.
شهري که براي رسيدن به محل کارت۳ ساعت توي ترافيک
نباشي.شهري که وقتي چشمت را روي آدمها می گرداني بغضت
نگيرد.شهري که اينهمه دردناک نباشد؛
من درد می کشم.تمام شهر مرا اذيت مي کند:اين ازدحام مداوم,اين
لباسهاي به ظاهر نشانه تمدن,اين قربانيانِ نمي دانم کدام نا عدالتي....همه
وهمه مرا اذيت مي کند......اذيت!!!

 

/ 0 نظر / 12 بازدید